تبلیغات
در حریم تربیت - راز پوکه ها
تاریخ : یکشنبه 23 فروردین 1394 | 11:26 ب.ظ | نویسنده : مدیر سایت : خادم الشهداء فعال عرصه تربیت
راز پوکه ها


جناب سرهنگ ابراهیم رحیم نواز سر استاد خلبان کبرا یکی از با اخلاق ترین خلبانان دلاور هوانیروز می باشند ایشان خاطره ای بسیار زیبا و خواندنی بازگو نموده اند







در تاریخ 1359/10/07 ماموریتی ابلاغ شد مبنی بر اینکه دشمن در حال احداث یک جاده می باشد که آبادان را کاملا محاصره کند ، تیم آتش از منطقه ماهشهر به سمت مختصات به پرواز درآمد شامل دو فروند کبرا و 206 رسکیو ، جناب شریفی ، اینجانب با کمک خلبان حسینی ) وارده منطقه شدیم فقط با دو یا سه پدافند از آنجا مراقبت می شد . وارد منطقه عملیات شدیم
پدافندها را از بین بردیم و تعدادی نیرو هم کشته شد .توپ 20میلیمتری هلیکوپتر من عمل نکرد ، جناب شریفی هم دیگر مهمات نداشت .
من به سید حسینی گفتم : سید خشاب من و خودت را بگیر و این تعداد از وسایل باقی مانده شامل اتوبوس و کامیون ده چرخ را از کار بنداز
سید حسینی هم موافقت کرد و از وسیله پیاده شد و شروع به زدن وسایل نمود به جاهای حساس می زد ، وسایل باقی مانده از بین رفت و یک نفر مهندس را اسارت گرفتیم .
ولی بعلت جا نداشتن 206 ، اسیر عراقی را روی توپ 20میلیمتری هلی کوپتر جناب شریفی سوار کردیم و سرش را داخل کابین جلو کردیم .
با سرعت زیر 40 نات به قرارگاه برگشتیم ، آنجا بود که از ما پوکه فشنگ اسلحه را خواستند ، ماموریت را شرح دادیم و فسر رکن دوم با 206 جهت بررسی بیشتر اعزام شد . بعد از بازگشت ، تیراندازی ما را تایید نمود و خسارت وارده به دشمن را قابل توجه دانست و سپس این نامه را به من دادند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سپاس فراوان از جناب سرهنگ رحیم نواز برای بازگو نمودن این خاطره بسیار زیبا که نخستین بار در فضای مجازی درج میگردد
------------------------------------------------------------------------------------------------------------